همه چیز آرام آرام از بین میروند، مانند شن و ماسه ای که به هوا پرتاب میشود.
همه چیز چنان آهسته و به تدریج از بین میروند که انگار از قبل وجودی نداشتند.. مانند رنگ های یک تصویر و تازگی و درخشش یک لباس.
دیگر خنده ها و لبخندهای واقعی جای خود را به خنده های زوری میدهند، گرمی رابطه ها از بین رفته و سردی شدیدی جایش را گرفته است. از آن پرس و جوها و به فکر هم بودن های قدیم فقط تبریک عید باقی مانده که باز آن هم چیزی در حد تقلید و رفع تکلیف است..
همه ی ما بالاخره آرام آرام از این دنیا رخت خواهیم بست، چه کسانی که دوستشان میداشتیم و چه آنانی که راهی به دلهایمان نداشتند، آنانی که مارا مسخره کردند و کسانی که ما آنهارا مسخره کردیم، آنهایی که در رقابتشان بودیم و آنهایی که شکست مان دادند، آنهایی که نامشان در لیست تماس مان بود و آنهایی که حتی اسمشان را هم به یاد نمی آوردیم؛ و آنهایی که پس از سال ها دیدنشان مارا سر مست و خوشحال میکرد و آنهایی که حتی با دیدنشان چنان رفتار میکردیم که انگار اصلا نمی شناسیمشان..
همه از این دنیا کوچ خواهند کرد، قانون زندگی همین است و به کسی رحم نخواهد کرد..
احمدخیری العمری
ترجمه: محمود
برچسب:
نویسنده: لیلا خوشنام