خرید بک لینک

ابراهیم نخعی فردی نابینا بود، او شاگردی داشت به نام سلیمان بن مهران چشمانی ضعیف داشت.. امام ابن جوزی در کتابش (المنتظم) داستان این دو عالم بزرگوار را این طور روایت میکند که روزی این دو در یکی از کوچه های کوفه در حال حرکت بودند و به دنبال مسجد جامع میگشتند.. در بین راه امام نخعی به شاگردش سلیمان میگوید بگذار هرکداممان از یک راه جدا برویم تا عده ای از مردم نادان نگویند ببین، یک کور دست یک چشم ضعیف را گرفته است و غیبت مارا بکند، چون گناهکار میشوند.. سلیمان میگوید چه اشکالی دارد، آنها گناهکار میشوند و ما اجر میبریم.. امام نخعی پاسخ میدهد، سلام میدهیم و آنها سلاممان میدهند، بهتر از این است که ما اجر ببریم و آنها گناه کنند..

برچسب: نویسنده: لیلا خوشنام تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 14:41

صفحه بندی